ابراهيم عاملي ( موثق )
17
تفسير عاملي ( فارسي )
مجرى قانون خودش مشمول قانون مىشود بيشتر نيازمندى بتقوى را تصديق مىكند . مطلب دوّم آنكه در دنياى امروز فكر حكومت مطلقه ى فردى را مولود حس بردگى دوران گذشته ى بشر ميدانند كه اگر انسان تسليم ببردگى باشد به حكم و فرمان مولود از تمايلات يك نفر هم تسليم مىشود . مطلب سوّم : دين اسلام بموازات احساسات و افكار عاليه ى عمومى بشر به او - عقل داده است و خير و شرّ او را معيّن كرده است و موظفّش نموده است . مطلب چهارم : با صرف نظر از آيات و روايات در نزد ما شيعه ى اثنى عشرى مسلَّم است كه امروز حكومت در روى زمين با شخصى است معيّن با اسم و نسب و سال عمر كه از نظر و دسترس ما پنهان است ، اكنون در نتيجه ى اين مطالب ميگوئيم : با توجّه بيكايك اين مقدّمات آيا اين فكر مردم شيعه مذهب كه از ساليان دراز حكومت را حقّ مسلَّم يك فرد ميدانند و بر خلاف عقلاى دنيا حكومت فرد را بر مردم روا ميدارند چگونه فكر و عقيده اى است ؟ جواب اين سؤال اين است : عقيده ى شيعه را نميتوانيم مثل عقيده ى ديگران در انواع حكومتها بدانيم بلكه در دنباله ى تلقينها و مقتضيات محيط و افكار ، يك هدف مقدّسى را در نظر گرفته است و هميشه بآرزوى رسيدن به آن بوده و هست ، و اين عقيده غير از تصديق حكومت فرد است بر اجتماع بلكه يك مطلب ماوراء طبيعت است چون شيعه حكومت را حقّ كسى ميداند كه اعتراض و خرده گيرى هاى منتسكيو نسبت به او تصوّر ندارد و محال است ، يعنى فردى است كه از نظر اخلاق و علم ما فوق ديگران است و مصون از خطاى در علم و عمل ، پس خواه و ناخواه اينطور شخص حاكم است و همه ى بشر محكوم به حكم او و شايد اين عقيده بهترين و مقدّسترين آرزوهائى است كه انسان همانند آن را از قديمترين دوران در ضمن اديان ديگر و مسلكهاى سياسى در انتظارش بوده و هست مثل ظهور بودا ، يا فرود آمدن مسيح ، يا پيشواى زردشتى ، يا حكومت مركزى جهانى ، اين بود اصل عقيده ى شيعه كه از نظر مبادى مذهب و افكار عمومى بشرى تجزيه و تحليل كرديم ، پس نتيجه ى تمام گفته - ها اين شد كه دين اسلام از نظر اين جزء آيه بعقيده ى عامّه ى مسلمين حكومت